داستان های سکسی در ایمیل شما

این مطلب همیشه در بالا قرار دارد، لطفا پس از عضو شدن ارسال های زیر این مطلب را بخوانید ولذت ببرید.

چنان که مایل به ارسال داستان های سکسی بدون خطر فیلتر شدن به ایمیل خود هستید روی آدرس زیر کلیک کنید و سپس ایمیل خود را وارد کنید

 
کلیک کنید

با وارد کردن ایمیل خود، شما هر روز ایمیل های بسیار حاوی عکس فیلم و داستان سکسی دریافت می کنید! لذت را با ما تجربه کنید

Серпень 23, 2009 at 6:28 pm 7 коментарів

دنیای بی رحم، فیلم سوپر و داستان س ک س ی

دنیا واقعا بد شده
هر کی میاد یک دست از کونم می کنه
و بعد !
دریغ از یک دونه نظر

Листопад 16, 2009 at 9:52 am Залишити коментар

آقا ما فیلتر شدیم در حال حاضر فقط می توند عضو ایمیلی داستان سکسی بشید وسسلام

چنان که مایلی به ارسال داستان های سکسی
مرضیه بدون خطر فیلتر شدن به ایمیلت بیاد روی آدرس زیر
کلیک کن وبعد ایمیل خود را وارد کن



کلیک کنید

با وارد کردن ایمیل
خود، تو هر روز ایمیل های بسیار حاوی عکس فیلم و داستان سکسی دریافت می کنی! لذت
را با ما تجربه کنی، کوسم تو دهنت

Листопад 10, 2009 at 6:26 pm Залишити коментар

داستان های سکسی

خیلی نامرد هستید
هیچ کس داستان سکسی نمی خواد ؟
ای کون کش ها

نظر بدید دیگه

Жовтень 31, 2009 at 10:12 am Залишити коментар

داستان های سکسی

داستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسی

Жовтень 19, 2009 at 10:44 am Залишити коментар

داستان سکسی

سلام
لطفا دوستانی که جنس پسر دارند و مایل هستند که دختر باشند اینجا ایمیل و شماره تلفن خودشون رو برام بگذارند
یعنی تمایلات ذاتی به دختر بودند دارند.

خبر خوب دارم.

Вересень 19, 2009 at 6:31 pm Залишити коментар

داستان سکسی من گی هستیم

مي‌خواهم داستان گي شدن خودم را براتون تعريف كنم. اين داستان برمي‌گردد به چند سال پيش يعني زماني كه من هفده ساله بود. اون سال من كلاس سوم دبيرستان بودم. روز اول كه رفتم دبيرستان و وارد كلاس شدم كلاس شلوغ بود و بچه‌ها كه سه ماه همديگر را نديده بودند دور هم جمع شده بودند و با هم صحبت مي‌كردند. من هم بعد از سلام و احوالپرسي غاطي اونها شدم. كمي گذشت و فهميدم كه بچه‌ها دارند از يك دانش‌آموز تازه وارد صحبت مي‌كنند. علي گفت اين پسره لامذهب خيلي خوشگله اصلا انگار اول قرار بوده دختر بشه. رامين هم ادامه داد كه: كسكش عجب لبايي داره جون ميده واسه لب گرفتن. خلاصه هر كي يه چيزي مي‌گفت و من هم خيلي مشتاق شده بودم كه ببينم اين كيه كه اينهمه بچه‌ها از اون تعريف مي‌كنن. چند دقيقه بعد پسره از در وارد شد و رفت يه گوشه‌اي نشست. واي كه چقدر خوشگل بود. همون طور كه رامين مي‌گفت لباش خيلي باحال بود و پوست سفيدي داشت، هيكل خوبي هم داشت و يه كون قلمبه. موهاش بلند و لخت بود و خلاصه همه چيز اين پسر آدمو حشري مي‌كرد.

جهت دانلود کتاب روی لینک زیر که به زبان اوکراینی هست کلیک کنید

(more…)

Вересень 18, 2009 at 11:07 am Залишити коментар

من و پريود خواهرم

سلام اسمه من فرهاده و 16 سالمه من داستانهاي شما و سايت هاي ديگر رو در مورد سكس با خواهر يا مادر ميشنيدم اما هيچ وقت فكر نميكردم به روز خود منم اينكار رو انجام بدم.
هميشه مي گفتم من از خوندن و شنيدنه اينا لذت مي برم نه انجامش اما به روز با مسئله اي برخورد كردم كه اينطوري شروع مي شد.
من دوتا خواهر دارم سارا و سمانه سارا 14 سالشه و سمانه 15 من هيچ وقت به اونا نظري نداشتم و از بچگي با هم بازي ميكرديم و تو درسا بهشون كمك مي كردم . اما وقتي كه هم من و هم اونا به سن بلوغ رسيدن وضع فرق كرد من به برجسته شدن بدنشون نگاه ميكردم و اينگه بعضي وقتا برايه من عشوه گري ميكنن منم دورانه بلوغم بود و خيلي كنجكاو بودم در مورده بدن دخترا چيزي بدونم اما نه تو كتابا و لايه حرفايه بي سر و ته دوستام و پسره همسايه و كسايه ديگه!
دوست داشتم از نزديك پستون و كس و كون یه دختر رو ببينم دست مالي كنم و با هاش بازي كنم تا اينكه با اينترنت و اين سايتاي سكس خانوادگي آشنا شدم و يه كم جراتم بيشتر شد و ترسم ريخت با كسايي چت مي كردم كه اونا هم دوست داشتن و ميگفتن اگه شرايطش فراهم بشه با خواهرشون و حتي از اون جالب تر با مامانشون هم سكس كنن يا حداقل دست ماليشون كنن من همش تو فكر اين مسائل بودم كه يه شب كه مامانم و بابام رفته بودن خونه يكي از دوستاشون تو شهرستان اوله شب سمانه همش مي گفت دلم درد ميكنه و زيره شكمم تير مي كشه بعدشم همش آخ و اوخ مي كرد من فكر مي كردم بازم داره براي من خودشو لوس مي كنه اما ديدم تو اتاقش داره گريه ميكنه سارا هم كنارش نشسته و دل داريش ميده كه الان خوب مي شي من كه ديدم اينطوري رفتم بهش گفتم اگه زياد دلش درد ميكنه بريم دكتر
اما گفت نه نميشه بعدش زياد درد نميكنه من متوجه نميشدم برايه چي ميگه نميشه . سارا رو يواشكي صدا زدم و ازش پرسيدم تو ميدوني چرا سمانه نميخواد بره دكتر اونم يه نگاه شيطنت آميزي كرد به من و گفت خوب شايد نميتونه به دكتر بگه كجاش درد مي كنه؟؟ منم به چيزايي حاليم شد اما خجالت مي كشيدم بيشتر سوال كنم.
رفتم تو اتاقم و كتاب ميخوندم ديگه نفهميدم كه حاله سمانه چي شد
رفتم دستشويي كه بشاشم يهو چشمم به يه چيزي تو حموم افتاد رفتم جلو ديدم به چيزي شبيه دستمال دراز و خونيه بويه بدي هم ميداد رويه زمين حموم هم چند لخته خون بود خيلي ترسيدم و سريع اومدم و سمانه رو صدا زدم و گفتم تو چيزيت شده؟ اين خونا چيه؟ ماله توست؟ از كجات خون اومده؟
اونم كه سرخ شده بود گفت نترس بابا چيزيم نشده!
من دوباره پرسيدم سمانه اين خونا چي؟ ماله توست؟ ديدم سرخ شد با من و من گفت خوب آره
من ساده هم با تعجب گفتم خوب از كجات اومده؟
سمانه هم گفت ديگه به تو مربوط نيست منم همش كنجكاوي مي كردم و يهو ياد حرفه سارا اوفتادم كه گفت شايد يه جاش درد ميكنه كه نميتونه بگه؟
ترس و حس كنجكاوي و حشری شدنم با هم جمع شده بود سادگي و صداقتش تو جواب دادن منو تحريك مي كرد .
من يه سوال مي كردم ميگفتم مگه ميشه سمانه جونم خوني بشه و من ندونم ماله چيه؟
گفت مگه تو دكتري؟
خودشم يه ذره كنجكاو بود و حشري شده بود كه سوالاي بعديم چيه؟
گفتم دكترم سمانه خانم بيا بيا تو اتاقم رو تخته معاينه بخواب ببينم چته؟
من نمي دونستم جريان چيه ولي همش بي اين فكر ميكردم كه چرا خون اومده ازش؟
چرا اونجاشو زخمي كرده؟
عجيب بود يهو گفت باشه بريم آقاي دكتر!
انگار دنيا رو به من دادن سريع رفتيم تو اتاق و در رو بستم كه سارا بيدار نشه
بهش گفتم خانم خوشگل ويزيت دادين؟
مثل اينكه از اين جمله خيلي حال كرد گفت بله دادم ولي خيلي گرون ميگيرين
گفتم عوضش ميارزه
كيرم داشت ميتركيد و درد گرفته بود حس عجيبي داشتم خواهرم جلوم بود
خجالت و كنجكاوي و ترس و شهوت واي چه شبي بود
خلاصه بهش گفتم رو تخت بخوابيد لطفا بدنش ميلرزيد
گفت چشم آقايه دكتر و رفت و رو تخت دراز كشيد به پشت رفتم كنارش دستمو گذاشتم رو رونش و گفتم كجات دردت ميكنه عزيزم؟
گفت دلم آقاي دكتر به دادم برس
چشماش برق ميزد منتظر كاراي ديگه بود دستمو ماليدم روي روناش گفتم الان عزيزم خوب ميشي
دستمو گذاشتم رو شكمش و پرسيدم انجا عزيزم؟
گفت نه پايين تر آقاي دكتر يهو جا خوردم خودش داشت چراغ ميداد
صاف دستم گذاشتم لايه پاش و گفتم اينجاست خانم؟
يهو پاشو جم كرد و آبه دهنشو قورت داد و ساكت شد دست كشيدم رو كسش نميدونتسم كس چه شكليه اما داغ و گرد بود هيجي نمي گفت ساكت ساكت بود هي دست ماليش كردم گفتم نازش كنم خوب ميشه الان
بعد دستمو كردم تو گوشته كسش و فشار دادم يهو جيغ زد و گفت آقاي دكتر يواشتر كم درد ميكرد كه شما هم بيشترش كردين
گفتم الاهي من قربونه اون دردش بشم
خجالت كشيد و قرمز شد من شلوارو و شورتشو در آوردم و خودشم پاهاشو جمع كرد كه راحت تر در بياد و اون چيزي كه نديده بودم پيدا شد يه تيكه گوشته قرمز قرمز با لبه هايه صورتي قلبش داشت مثله موتوره ماشين ميزد فقط بالا رو نگاه ميكرد منم هي دست ماليش ميكردم سوراخشو و لايه لبايه نازك كسشو و بويه بدي ميداد و توش خوني بود گفتم سمانه برام بگو چي شده؟
ميخام بدونم
اونم گفت برات فرقي نداره به ارزوت رسيدي و اونجاي منو ديدي دست هم زدي ولي من ماله تو رو نديدم كه؟؟
من هم فوري در آوردمش و انداختم بيرون چشماي سمانه داشت ميتركيد و ميخاست از خوشحالي داد بزنه
گفت مرسي ممنون خواهرتو تنها نذاشتي و نشونش دادي چرا ماله كسه ديگه رو ببينم ماله داداش جونمو ميبينم
من ديگه داشتم ميمردم نمي دونستم چيكار كنم گفت بشين تا برات بگم امشب چي شدم مامان بهم گفته بود يه روز اينطوري ميشي از جلوم خون اومده فرهاد بهش ميگن پريود در ماه يه دفعه ما دخترا ميشيم كه منم خواهر جونت امشب شدم باره دومه كه اينطوري شدم
گفتم جدي؟ چه جالبه درد داري الانم گفت نه يه ذره اوله شب بود زيره دلم درد ميكرد گفتم سمانه اون تو حموم چي بود؟
گفت اسمش نواره بهداشتيه و گفت بزار مصرف نشدشو بهت نشون بدم رفت و آورد يه بسته بود كه قبلا ديده بودم ديگه حالا كيرم خوابيده بود و كنجكاو بودم چيزاي ديگرو بدونم گفت اينو ميذارم روش تا شورت و لباسام خوني نشه
گفتم سمانه چرا لايه پات اينقدر بويه بد مي داد گفت خوب ديگه ماله اين عادتمه
بعد گفتم يه سوال يگه بپرسم؟ گفت بفرماييد
گفتم كونت چطور؟ اون جات كاري نميشه؟
گفت اي بي ادب با اونجام چي كار داري؟
بعد خنديد و گفت نه جايه شكرش باقيه كه اونجام سالمه
گفتم وقتي خون مياد كه بريزه بيرون خودت ميفهمي؟
گفت آره خوب چون خون پريود يه كم داغه و با فشار و سوزش مياد ميفهمم
بعد پاهاشو باز كرد گفت دوست داري جلومو از خون تمييز كني؟
منم از خدا خواسته گفتم آره ولي دكتر بودم حالا نظافت چي شدم
رفتم جلو و دهنمو نزديك كسش بردم واي بوش خيلي گند بود اما منظره كسش كه پر از لكه هاي خون بود خيلي حشريم مي كرد زبونمو گذاشتم رو لبه هاي كسش و كشيدم روش يهو مثله اين كه خيلي لذت ببره گفت آه ه اوه ليسش بزن خوناناشو برام پاك كن منم تند و تند ليس ميزدم و زبونم مي كردم توش هي تف مي كردم دوباره رو كسش
يهو آبم با فشار پاشيد رو كسش و روناش اونم گفت از شيوا دوستم در مورده آبي كه از كيره پسرا مياد يه چيزايي شنيده بود اما اين چقدر غليظ و چسبناكه دست كشيد رو روناش و يه ذره از آب كيرمو برداشت و بو كرد گفت اوم م م چه بويي خوبي داره بين دو تا انگشتاش با آب كيرم بازي كردو و انگشتاشو ليسيد
ساعت 3 صبح بود شورتشو پوشيد و گفت برم بخوابم فردا هم بازم ازم خون ميره بايد بخوابم چون من مريضم در واقع
منم بوسيدمش و ازش به خاطره اينكه بهم در مورد پريودش برام گفت و چيزايي بهم ياد داد تشكر كردم و اونم گفت مرسي كه اونجات و بهم نشون دادي و منو بي تجربه نزاشتي و بهم قول داد بزاره با كونش ور برم.

Вересень 16, 2009 at 4:47 pm Залишити коментар

Older Posts


بهترین ایمیل های سکسی در ایمیل شما عکس فیلم کوس کون کیر خفن!

چنان که مایل به ارسال
داستان های سکسی بدون خطر فیلتر شدن به ایمیل خود هستید روی آدرس زیر کلیک کنید و
سپس ایمیل خود را وارد کنید

 
کلیک کنید

با وارد کردن ایمیل
خود، شما هر روز ایمیل های بسیار حاوی عکس فیلم و داستان سکسی دریافت می کنید! لذت
را با ما تجربه کنید

RSS خرید پستی فروشگاه لوزارم آرایشی زیور آلات

  • Відбулась помилка — схоже, що канал не працює. Спробуйте ще раз.

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 253 other followers