Posts filed under ‘داستان های سکسی’

داستان های سکسی

خیلی نامرد هستید
هیچ کس داستان سکسی نمی خواد ؟
ای کون کش ها

نظر بدید دیگه

Жовтень 31, 2009 at 10:12 am Залишити коментар

داستان های سکسی

داستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسیداستان های سکسی

Жовтень 19, 2009 at 10:44 am Залишити коментар

داستان سکسی کس ساحل

نخست بگم برای ورود به سایت بدون فیلتر به اول آدرس یک m اضافه کنید، به اول هر مطلبی اینو اضافه کنید دیگه فیلتر نیست ! مثلا: m.gallows2.wordpress.com

یادمه بهاره پارسال ساحل دختری که اشنایه خانوادگیه ما بود قرار شد بره فرانسه من و ساحل قبلا 1/2 بار همو دیده بودیم اما خوب اصلا با هم حرف نزده بودیم روزه قبل از اینکه بخاد بره Good Bye Party گرفت خوب ما هم دعوت بودیم و رفتیم همه مشغوله رقصیدن بودن من خواستم برم Wc اما قبلش یکی دیگه اشغال کرده بود اونجارو من منتظر موندم تا بیاد بیرون وقتی در باز شد من دیدم که صاحب مجلس یعنی ساحل خانوم اون تو بودن وقتی اومد بیرون ما چند ثانیه داشتیم همو نگاه میکردیم که برشت به من گفت :

جهت خواندن کامل مطلب روی لینک زیر کلیک کنید، به زبان اوکراینی هستش. اگر فیلتر بود، به اول آدرس یک m. اضافه کنید (більше…)

Вересень 6, 2009 at 5:07 pm Залишити коментар

داستان سک سی من و منشی شرکت

داستاني كه مي خوام براتون تعريف كنم كاملا واقعي هست و براي خود من اتفاق افتاده . من در يكي از شركتهاي دولتي كار مي كنم كه تو اداره يك منشي خيلي خوشكل كار مي كنه . يادمه اولين باري كه ديده بودمش اصلا خجالت مي كشيدم تو روش نيگا كنم ديگه چه برسه به اينكه… درباره ش فكر كنم . همون ابتدا درباره ش تحقيق كردم بچه ها گفتن كه طلاق گرفته و الان با پدر و مادرش زندگي مي كنه . بدجوري تو راگوزم خورده بود . واقعا دوستش داشتم و همش به اون فكر مي كردم . مدتها بود تو كفش بودم تا اينكه يه روز بهم زنگ و گفت چند تا عكس منظره مي خواد كه پروژه خودش رو تزئين كنه . منم هر چي عكس منظره و گل و گياه داشتم جمع كردم و گذاشتم كه بهش بدم يه دفعه يه فكر عجيبي به سرم زد دو تا عكس سكسي خيلي قشنگ رو انتخاب كردم و گذاشتم لاي اون عكسها . و همه عكسها رو باهم گذاشتم روي يك ديسكت و بهش دادم . هر چند سعي كردم خودم رو عادي نشون بدم نتونستم خيلي ترسيده بودم . روز بعد اول صبح به بهانه يك كار اداري رفتم اتاقش و بهش سلام كردم اونم خيلي عادي جواب سلام منوداد نمي دونستم عكسها رو ديده يا نه منم سئوال نكردم

جهت خواندن ادامه مطلب روی لینک زیر که به زبان اوکراینی هست کلیک کنید

(більше…)

Вересень 4, 2009 at 6:17 am 5 коментарів

داستان سکسی من رو از کون می کنی؟

خيلی خسته شده بودم. آخه چقدر کس بدم. چقدر کير فقط بره تو کسم! تا کی بايد کسم پاره شه! مگه من کون ندارم٫ مگه من سوراخ کون ندارم٫ خب منم ميخوام يه چيزه کلفت بجای کسم بره تو کونم. ديگه واقعا تحملم تموم شده بود. هر چی فيلم سوپر نگاه ميکرديم همش دعوا سره کون طرف بود تا کسش. به اين چنتا دوست پسرامم که هر چی نخ ميدادم که بابا منو از کون بکنين اصلا انگار نه انگار.

جهت خواندن کامل مطلب اینجا کلیک کنید (більше…)

Вересень 1, 2009 at 7:14 pm 4 коментарів

داستان سکسی مهرناز و نازی

تازه ماشين رو از تعمير گاه گرفته بودم و داشتم ميرفتم و با يكي از دوستام هم تلفني حرف ميزدم و ميخواستم برم پيش اون به همين خاطر سرعتم كم بود كنار يكي از خروجي‌هاي اتوبان يهو چشمم به يه زن جون افتاد نا خودآگاه چون سرعتم هم كم بود ايستادم و از تو آينه نگاهش كردم اول بي اعتنا نگاه كرد و بهد از چند لحظه كه معلوم بود دودله اومد سمت ماشين از تو اينه كه خوشكل به نظر ميرسيد شيشه رو دادم پايين با صداي گرفته‌اي پرسيد شما مسيرتون سمت …. ميخوره؟ من هم با خنده گفتم آره و از دوستم خدا حافظي كردم در رو باز كرد و نشست تو ماشين معلوم بود كه دودل بوده كه سوار شه يا نه!!!! بعد گفت ببخشيد كه مزاحم شدم من هم فقط خنديدم و گفتم مسير بعدي شما كجاست؟ با نگاه نه چندان خوشايندي پرسيد مگر شما ……. نميريد؟ گفتم چرا خانوم اول شما رو ميرسونم خوبه؟ گفت ممنون و روبرو رو نگاه كرد چند لحظه ساكت بود و بعد گفتم شما هميشه اينقدر بد اخلاقين؟ يهو انگار شوكه شد و با يه حالتي برگشت طرف من ولي انگار خودش هم فهميد بد عكس العملي نشون داده چون با لحن ارومي گفت نه اول از همه تعجب كردم از لحن حرف زدن و عكس العملش زياد نتونستم قيافش رو خوب ببينم چون داشتم ميروندم ولي قيافه بامزهاي داشت البته خوشكل هم بود ديگه حرفي نزدم و صداي ظبط رو بلند كردم و به شانس كيريم داشتم ميخنديدم داشتيم ميرسديم ديگه پرسيدم ميتونم باز هم شما رو ببينم گفت اره ولي…. ديگه معطل نكردم و كارتم رو دادم دستش دوباره گفت ولي…. گفتم پس زنگ بزن ولي زود باشه خنديدم و معطل نشدم ناز كنه حال اين كا رو نداشتم وراه افتادم در كه بسته شد رفتم تو فكرش من حتي اسمش رو هم نپرسيدم ولي به قيافه و رفتارش نميخورد كه جنده باشه چون بيشتر به ادم‌هايي شبيه بود كه براي اولين بار يا براي سرگرمي يا كنجكاوي اتو ميزنن بودسنش هم حدود 27 يا 28 بود ولي اندامش رو فرم نبود ولي سكسي بود با اون گونه هاي پر و لب‌هاي قلنبه كه بد جوري روشون ماتيك قرمز ماليده بود راستي چطور اون آرايش غليظي كه اون كرده بود به چشمم نيومد تو همين حين يه ماشين بد جوري پشتم بوق زد تازه به خودم اومدم راه رو باز كردم اون هم كلي هوار زدو رد شد……..

جهت خواندن کامل مطلب روی لینک زیر کلیک کنید، لینک به زبان اوکراینی می باشد (більше…)

Серпень 31, 2009 at 5:52 pm 3 коментарів

داستان سکسی میترا و آرش : شرت و کس قرمز

اسم من ميترا است 23 ساله دانشجوي سال سوم کامپيوتر هستم و 3 سال است که با شايان ازدواج کرده ام شايان مثل اسمش بسيار زيبا وجذاب و خوش تيپ است و هر دختري دوست دارد همسري چون او داشته باشد ما زندگي خوبي داريم تنها مشکل ما اينست که من زني پر حرارت و هوس ران هستم و به سکس علاقه زيادي دارم اما بر عکس شايان کمتر توجه اي به اين کار دارد و فقط هفته يا ده روز يک بار اين کار را با اصرار من انجام مي دهد و هر چه سعي کردم او را به اين کار علاقمند کنم اثر و نتيجه اي نداشت غذا هاي چرب و داراي ويتامين کاي جنسي مي پختم آرايش هاي گوناگون و متنوع مي کردم لباس هاي تنگ و چسبان مي پوشيدم اما اثري نکرد و زندگي ما روز به روز کم رنگ تر مي شد و عشق و علاقه هم داشت رنگ مي باخت از اين وضع خسته و کلافه شده بودم در درددل با پريا به اين نتيجه رسيدم که زندگيم را حفظ کنم اما مگر مي شد من به سکس علاقه ي زيادي داشتم خود ارضاي هم راضيم نمي کرد چون من تجربه سکس با مرد را داشتم و مثل دختران با خود ارضاي راضي نمي شدم . يک روز از ماهواره و يک کانال آلماني فيلمي را تماشاه مي کردم که يک زن شوهر دار با يک مرد ديگر رابطه داشت و سکس هاي جذابي مي کردند که آدم را به عرش مي برد اما شوهر زن متوجه رابطه آنها شد ولي بعد از کشمش فراوان همديگر را بخشيدند هر چند ديالوگ هاي آنها را نمي فهميدم اما تصميم خود را گرفتم با خود گفتم انسان فقط يکبار به دنيا مي آيد و زندگي را تجربه مي کند و هر کس حق دارد بعنوان يک انسان آزاد به خواسته هاي خودبرسدو آنها را برآورده سازد تصميم گرفتم با يک مرد دوست شوم آگر هم يک روز شايان متوجه شد و مرا نمي بخشيد از او مي خواستم مرا طلاق دهد هر چند واقعا من او را دوست داشتم اما نمي توانستم از اين ميل دروني خود بگذرم فرداي ان روز که به دانشگاه مي رفتم تصميم گرفتم اين کار را عملي کنم توي کلاس ما پسري بود که از همان روز هاي اول نظرم را جلب کرده بود او هم به من توجه مي کرد و زياد به من نگاه مي کرد و با لبخند هايش قصد به دست آوردن دل من را داشت

جهت خواندن متن کامل لطفا روی لینک زیر کلیک کنید(لینکی که به زبان اوکراینی هست!) (більше…)

Серпень 30, 2009 at 4:56 pm 1 Коментарій

Старіші записи


بهترین ایمیل های سکسی در ایمیل شما عکس فیلم کوس کون کیر خفن!

چنان که مایل به ارسال
داستان های سکسی بدون خطر فیلتر شدن به ایمیل خود هستید روی آدرس زیر کلیک کنید و
سپس ایمیل خود را وارد کنید

 
کلیک کنید

با وارد کردن ایمیل
خود، شما هر روز ایمیل های بسیار حاوی عکس فیلم و داستان سکسی دریافت می کنید! لذت
را با ما تجربه کنید

RSS خرید پستی فروشگاه لوزارم آرایشی زیور آلات

  • Відбулась помилка — схоже, що канал не працює. Спробуйте ще раз.